محمد رضا واليزاده معجزى
747
تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )
فصل هشتم حكومت ركن الدوله ، قوام الدوله ، سالار لشگر و عضد السلطان در لرستان از حكومت نظام السلطنه تا حكومت عضد السلطان ( 1333 تا 1339 ) در سال 1334 ه ق . كه نظام السلطنه والى لرستان كار خود را رها ساخته و با آلمانيان و تركها پيمان اتحاد منعقد ساخت و خلاف خطمشى سياسى دولت كه بىطرفى بود با سپاه روس به ستيزه برخاست ، دولت ، ركن الدوله را بهجاى او به حكومت لرستان فرستاد . نخستوزير به حاكم جديد تأكيد نمود كه با سپاهيان روس كه در بروجرد و قسمتى از لرستان متمركز بودند ، عليه عشاير لرستان به ويژه خوانين بيرانوند سازش كند و با كمك آنها همه [ عشاير ] را سركوب نمايند . لكن موقعى كه ركن الدوله نظر نخستوزير را با فرماندهان سپاه روس در ميان گذاشت با مخالفت شديد آنان روبرو شد . زيرا روسها با على مردان خان و ساير خوانين بيرانوند پيمان دوستى و مودت داشتند و از آنها پشتيبانى مىكردند . « 1 » بعد از ركن الدوله ، قوام الدوله و بعد از او سالار لشگر و بعد از او عضد السلطان به حكومت لرستان منصوب شدند ولى خوانين بيرانوند مانع ورود آنها به خرمآباد بودند و در واقع حوزه حكومت آنها محدود به حوزه بروجرد بود . ظاهرا در خرمآباد هم يك نفر از طرف آنها نايب الحكومه بود ولى قدرت او هم محدود به عدهاى كسبه شهر بود و سايرين اعتنايى به نواب
--> ( 1 ) . به كتاب ايران در جنگ جهانى اول ، اثر ميروشنيكف ترجمه دخانياتى مراجعه شود زيرا در آنجا كاملا اوضاع آن روز را براى خواننده روشن مىكند و درعينحال ميزان بيعرضگى و ناتوانى و در عينحال بىفكرى اولياء امور آن ايام را كاملا مدلل مىسازد .